
عشق یعنی خون دل یعنی جفا
عشق یعنی درد و دل یعنی صفا
عشق یعنی یک شهاب و یک سراب
عشق یعنی یک سلام ویک جواب
عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز
عشق یعنی عالمی راز و نیاز
تقصیردلم چیست اگر روی تو زیباست
حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست
من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم
افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست
هر که تورا دید زخود دل برید
رفته ز خود تا که رخت را بدید
تیر غمت چون به دل من رسید
همچو بگفتم که همه کس شنید
من ز تو دوری نتوانم دگر
جانم از تو صبوری نتوانم دگر
کاش میشد با تو بودن را نوشت
تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت
کاش میشد روی این رنگین کمان
می نوشتم تا ابد با من بمان
یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم
گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم
در برکه اشکم همه دم نقش تو دیدم
این هدیه خوبیست که از آب گرفتم
هرگز نتوانی که ز من دور بمانی
چون در دل خود عکس تورا قاب گرفتم
کاش بودی تا دلم تنها نبود
تا اسیر غصیه فردا نبود
کاش بودی تا فقط باورکنی
بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
|